این بهمن از دی هم طولانیتر شد.
باید یک دری میبود؛ در را باز میکردم و از همهی اینها خارج میشدم و دیگر کسی مرا پیدا نمیکرد.
«نگفتمت که چو مرغان بسوی دام مرو؟»